دیرستان

جزیره قشم،اداب و رسوم جزیره قشم، معرفی روستای دیرستان

دیرستان

جزیره قشم،اداب و رسوم جزیره قشم، معرفی روستای دیرستان

معرفی مدرسه سلطان العلمای بندر لینگه

مدرسه دینیه سلطان العلماء بندر لینگه یکی از مدارس دینی فعال اهل سنت جنوب ایران است که حدو120 سال از تاسیس بدست شیخ عبدالرحمان سلطان العلماء رحمه الله علیه می گذرد او که از فارغ التحصیلان دانشگاه الازهر مصر بود بعدازتحصیلات به دیارش بستک بر گشت و مدرسه ای بنا نمود و به آموزش علوم اسلامی مشغول گشت وقوام السلطنه به خاطر علم وافر ایشان به وی لقب (سلطان العلماء ) دادند. ایشان دانش آموختگان بسیاری را پرورش داد که ازجمله ی آنها می توان به مرحوم شیخ زکریا کمالی دانشمند مشهور جزیره قشم و مرحوم شیخ عبدلرحیم خطیب مرجع اهل سنت بندرعباس وشیخ عبدالله انصاری از علماء قطرنام برد دیگر از بارز مردان این میدان فرزند برومند ایشان شیخ محمد علی خالدی است که پس از رحلت پدر کوه مسولیت را بدوش کشید وی پس از وفات پدرش مدیریت مدرسه دینیه را عهده دار گشت وسالها به تدریس پرداخت و به لطف خدا و زحمات مخلصانه ی وی منطقه مزین به علمایی برجسته همچون شیخ محمد علی امینی و شیخ عبدلکریم محمدی و دیگر علماء گشت. 

علت نامگذاری روستاهای باسعیدو و طبل و سهلی ودولاب

لت نامگذاری روستاهای باسعیدو ، طبل ، سهلی و دولاب


سلام دوستان و همشهریان عزیز همانطور که در پست قبلی هم اشاره کرده بودیم امروز می خوایم علت نامگذاری روستاهای باسعیدو ٬ طبل ٬ سهلی و دولاب رو براتون شرح بدهیم تا اندکی از تاریخ و سرگذشت جزیره و روستاهای آن برامون روشن بشود .

باسعیدو: باسعیدو یا بابا سعید چون عده ای از اعراب در قسمت مغرب جزیره سکنی گزیده و ادعای حکومت می کردند . رئیس آن ها ابو سعید نامی بوده و این شهر به نام او ابوسعید خوانده شد که به تدریج به باسعیدو تغییر نام یافت .

طبل: مردم این روستا به گفته پیشینیان خود تعریف می کنند که بین قبیله بنی معین و قبیله ابوسعید جنگ در گرفته ٬ در روستای طبل و اینجا طبل جنگ می زدند بعد ها این نام بر این روستا ماند .

سُهلی: سهلی یا سهیلی در زمان جنگ و درگیری بنی معین و ابوسعید عده ای از بزرگان و ریش سفیدان در این روستا این دو قبیله را با هم صلح دادند و از آن روز این به نام سهلی باقی ماند و بهتر آن است که سهلی را با صاد بنویسند .

دولاب: در زمانهای گذشته در این روستا سبزی کاری که میشد با دَلو آب از چاه کشیده و سبزیهای خود را آب می دادند و مردم این شهر را با نام دلوآب می نامیدند و به تدریج تبدیل به دولاب شد .

در پست بعدی ان شاالله در مورد علت نامگذاری روستاهای سلخ ٬ رمکان و توریان توضیحاتی خواهیم داد .

علت نامگذاری روستاهای سلخ و رمگان و توریان در زمانهای گذشته

لت نامگذاری روستاهای سلخ ، رمکان و توریان

سلام

همانطور که قبلا هم گفته بودیم می خوایم در این پست در مورد علت نامگذاری روستاهای سلخ ٬ رمکان و توریان توضیحاتی رو بدهیم

سلخ: به معنای قصابخانه است ٬ چون مردان متهور و شجاع روستای سلخ بیشترشان به شکار کولی کَر (کوسه ناشنوا) می روند و شغل آنها شکار کولی کر و بیرون آوردن جگر کولی و درست کردن سیفَه (روغن جگر ماهی) که برای لنج به کار می رود . وقتی فصل شکار می رسد و صیادان سلخ به دریا می روند ٬ جسد نیمه جان کولی را با طناب به لنج بسته به ساحل می آورند و با کارد بلند و تیز که مانند خنجر است پهلوی کوسه را شکافته و جگر عظیم او را بیرون می آورند و ماهی را تیکه تیکه کرده ٬ پودر ماهی برای کود درست می کنند و از جگر آن روغن می گیرند . چون کار آن ها سلاخ خانه است ٬ روستا را سلخ نامگذاری کرده اند .

رمکان: این روستا به واسطه داشتن آب شیرین و علوفه گله زیادی بوده و مکان جمع شدن رمه(به گویش محلی به گله می گویند رَم)بوده است . رمه و مکان به تدریج به رمکان تبدیل شد .

توریان: در زمانی که سلسله توران شاهان از میناب به هرمز فرار کردند ٬ چندین نفر آن ها به قشم آمده و در روستای توریان که منطقه سرسبزی بوده و آب شیرینی داشته مسکن می گیرند٬ چون رئیس آنها توریان شاه بوده ٬ این روستا را به نام خود توریان نامیده و همچنین مسجدی در آنجا بنا کرده بودند و منبری در آن مسجد بوده از تخته مرغوب و آئینه کاری که در زمان زلزله روستا این منبر زیر آوار ماند و سالیان بعد که آن را بیرون آوردند تا چندین سال در یکی از مساجد رمکان باقی بود .

در پست بعدی ان شاالله در مورد علت نامگذاری روستاهای کوشه ٬ کاروان ٬ خور خران و گُربدان خواهیم نوشت .

علت نامگذاری روستاهای جزیره قشم در زمانهای قدیم

علت نامگذاری روستاهای جزیره قشم در زمانهای قدیم


جزیره قشم یا یافت یا لافت

سلام

داستان کشف شدن جزیره قشم و روستای تاریخی لافت و نام گذاری روستاهای جزیره قشم در زمان های قدیم بسیار زیبا و جالب و شنیدنی است . بخصوص برای ساکنین این جزیره زیبا که باید از تاریخ خود با خبر باشند بنده می خوام این سرگذشت تاریخی رو در چند پست براتون بذارم اومیدوارم که استفاده ببرید .

داستان اِریتِرَه : به نوشته دکتر احمد اقتداری از دریای پارس تا دریای چین از قول آگاتار خیدوس مورخ کتابخانه دار شهر اسکندریه به سال ۱۱۳ قبل از میلاد مسیح نوشته است . مردی بود که اریتره نام داشت از مردم ایران فرزند پایوزیوس دلاور بود و دولتمند در سواحل دریای پارس زندگی میکرد و در زمان دولت ماد بود و در ساحل دریای پارس خانه داشت . در فصل تابستان با مال زیاد به پازارگاد می رفت تا تغیر آب و هوا دهد . گاهی هم برای سودا و تجارت و زمانی هم برای گردش و تفریح(پازارگاد ایالت فارس شمالی نواحی مرودشت و قادرآباد و سیوند شیراز کنونی) روزی شیرها به رمه و مادیان آن حمله کردند و بعضی از آن ها را دریدند . رمه او با وحشت بسیار فرار کردند و به سوی دریا گریختند . باد شدیدی از جانب خشکی می وزید ٬ وقتی که مادیانها خود را وحشت زده به دست امواج سپردند و زمین زیر پایشان خالی شد ٬با همان حالت ترس و هراس در دریا شنا کرده و به خشکی مقابل رسیدند . یکی از چوپانان که جوانی شجاع و نترس بود نیز بر کتف مادیانی بیاویخت و به آن سوی ساحل رسید . اریتره به جستجوی مادیانها پرداخت و چون اثری از آنها ندید ٬ زورقی ساخت و که کوچک و محکم بود . باد مساعدی می وزید و وی با قایق کوچکش وارد تنگه شد و همراه امواج به حرکت پرداخت و مادیانها و نگهبان آنها را در آن سوی آب پیدا کرد و در ساحل جزیره در خشکی در نقطه مناسبی دژی ساخت و کسانی را که از زندگی در ساحل مقابل ناراضی بودند ٬ به آنجا برد و تدریجا نیز مسکونی شد و جمعیت کثیری در آنجا گرد آمدند و آنچنان از کارهای اریتره خرسند بودند که او را پادشاه خود ساختند و از آن زمان نام آن جزیره را یافت گذاشتند .

یافت تا سالیان دراز سر بندر جزیره قشم بود تا زمان صوفیه که امام قلی خان و فرزندانش را شهید و یافت را ویران کردند٬ بعد از آن آنهایی که در یافت بودند به سربندر قشم و سایر روستاها رفتند و اسم یافت به تدریج به لافت تغییر یافت. لافت یکی از روستاهای آباد و کهن قشم بوده و کتابهای زیادی هم از جزیره قشم به نام یافت هم نام برده شده است .

منبع:کتاب قشم نگینی بر خلیج فارس

سرگذشت و علت نامگذاری روستای باسعیدو ٬ طبل ٬ سهلی و دولاب ان شاالله در پست بعدی