دیرستان

جزیره قشم،اداب و رسوم جزیره قشم، معرفی روستای دیرستان

دیرستان

جزیره قشم،اداب و رسوم جزیره قشم، معرفی روستای دیرستان

ارفخشدپسر سام و پسرانش

پس از سام ارفخشدجانشیین او شد و به ستایش خداوند متعال و اجرای دستورات الهی پرداخت در این زمان فرزندان نوح در شهرها متفرق شده وجباران و سر کشان آنها زیاد گشته بودند و فرزندان نوح را کنعان بن حام فاسد کرده بود و آشکارا گناه می کردند و بعضی دیگر نیز به پیروی از آنها اعمال زشت و ناپسند از خود بروز می دادند به طوریکه تلاشها و نصایح ارفخشد برای هدایت آنها به راه راست تاثیر نداشت ابن خلدون گفته است ( سام در مشرق دجله فرود آمده بودواودر دین توحید وصی پدرش بودواین وصیت به پسرش ارفخشد رسید  مسعودی گفته است : از پس سام پسرش ارفخشد کاردار زمین شد و عمر وی تا هنگامی که خداوند قبض روح کرد 465 سال بود ووفاتش به ملم نیسان بود ارفخشد قبل از رحلت فرزندان و بستگان خودرا فرا خواند و پسرش شالح را وصی خودقرار دادو اورا به عبادت و پرسش خداوند یگانه توصیه نمود و از بستگان خویش خواست به پیروی از اوبه نیایش خداوند متعال به پردازند و از گناه و نافرمانی فرامین خداوند به پرهیزند.شالح نیز همچون پدرش قوم خود را از عقوبت گناه و معصیت و عذاب الهی و بیم از آخرت آگاه ساخت و آنان راازمعاشرت با فرزندان قابیل نهی فرمود و در 130 سالگی از او فرزند پسری به نام عابر متولدگردید که قبل از مرگش او را وصی خود قرار داد و در سن 430 سالگی در گذشت سپس یه گفته یعقوبی عابر در سن 340 سالگی در گذشت و پسر فالغ طبق وصیت پدرش قوم خود را به ستایش خداوند سبحانه دعوت نمود.تاریخ یعقوبی جلد1 ص17و تاریخ ابن خلدون جلد1ص35.

زندگی حضرت ادریس (علیه السلام)

ادریس از درس گرفته شده که به معنی کثرت علم است. گفته اند:ادریس قبل از کثرت علمکثرت عبادت و شکر گزاری به درگاه خداوند یکتا را به جا آورد. به همین سبب به آسمان برده شد و چگونگیااوضاع و احوال ستارگان را آموخت و قبل از مرگ دوزخ و بهشت رادید و اولین انسانی است که به حهت رفتار و کردار نیکوودرک عوالم روحانی در بهشت اقامت نمود.بعضی گفته اندادریس در بابل متولد شد و در ابتدا علم را از شیث بن آدم آموخت چون خداوند او را به مقام پیامبری بر گزید کافران را از مخالفت با یگانکی حق تعالی نهی فرمود اندکی فرمان او را اطاعت کردند ولی اکثرا" به مخالفت بر خواستند و آنچنان با او ستیزه کردند تا مجبور به هجرت شد آنگاه با پیروان خود از بابل به سر زمین مصر رفت چون درکنار رود نیل به اقلیمی خالی از سکنه رسیدابتدا خداوند کریم را سپاس گفت سپس خلایق را به معروف و نهی ازمنکر دعوت کردو به همگان چگونگی طاعت از خدای عزوجل و صراط مستقیم را آموخت. آن حضرت پس از اقامت در مصرهر قوم رابه زبان خودشان تعلیم داد و به هر فرقه دستور داد تادر سر زمینهایشان شهرها بر پا کنند آنچنانکه تعداد 188 شهر ساختند که کوچکترین آنها الرها نام داشت. سپس امت خویش را به علوم آشنا کرد ادریس اولین کسی بود که حکمت و علم نجوم را فرا گرفت و به خواست خداوند تبارک و تعالی به اسرار فلک و ترکیب اجتماع کواکب و کرات سماوی دست یافت بعضی معتقدند اگر چنین نبود فکر انسان بدین پایه از علوم نمی رسید. در تاریخ طبری آمده است هیچ پیامبری به اندازه ادریس در آن روزگارخداوند تبارک و تعالی را عبادت نکرد بعد از رفع ادریس ÷سرش متوشلح به ریاست بنی آدم پرداخت و مدت 370 سال عمر یافته چون به جهانی جاودانی شتافت ولدش قایم مقام پدر شد و مدت 780 سال بود واله واعلم و احکم

زندگی حضرت ابراهیم خلیل الله (علیه السلام)

ابراهیم (علیه السلام)فرزند آزر بن ناحور از نسل سام بن نوح در قریه (اور)از سرزمین بابل یا بین النهرین متولد شد تاریخ تولد او را کاتبان از ۱۵۰۰تا ۲۰۰۰ سال قبل از تولد حضرت عیسی (ع) بر آورد کرده اندبه گفته یهود و عرب ابراهیم سامی نژاد و پدر بزرگ بنی اسرائیل و بنی عدنان بوده است ابراهیم (ع) در عهد نمرود جبار می زیست و نمرود اولین شخصی بود که آتش راپرستید . جون بر آتش سجده کرد شیطان از درون آتش با او سخن گفت در زمان او منجمان به علم نجوم پرداختند و خسوف و کسوف را شناختند . واز علم فلک و بروج و حساب ستارگان و سیارات آسمانی سخن گفتند . درآن ایام پدر ابراهیم (ع) با نمرود بود منجمان به نمرود گفتند پسری متولد خواهد شد که بتها را خواهد شکست و تو را سرزنش خواهد کرد و یارانت را پراکنده خواهد ساخت.ابن خلدون گفته است (نمرود بن کنعان) در روی زمین قدرتی عظیم شد و عمر دراز کرد و بر اکثر معموره استیلا جست اما ابراهیم (ع) در نهان متولد گشت و پدر و مادرش او را در غاری به دور از چشمان نمرودیان پنهان و بزرگ کردند تا به سن جوانی رسید آنگاه در میان مردم ظاهر گشت و از همان ابتدا از بت سازی و بت پرستی در شگفت ماند . گفت (اتعبدون ما تنحتون) آیا آنچه را خود می سازید پرستش می کنید.این گفته ها دهان به دهان در میان مردم رواج یافت. تا اینکه جبرئیل بر او نازل گشت و خداوند بزرگ او را به پیامبری برگزید چون خبر به نمرود رسید به مقابله بر خاست ابراهیم (ع) با شکستن بتها خشم نمرود را بیش از پیش بر انگیخت تیشه بر پیکر بتها می نواخت و می گفت : ای خدایان بی روح از خود دفاع کنید. تا آنجا که نمرود فرمان داد او را به وسیله منجیقی در میان آتش نهند.آنگاه وحی خداوند بر آتش ظاهر گشت (کونی بردا و سلام علی ابراهیم)... بر ابراهیم سرد و سلامت باش و چنان شدپس نمرود به هراس افتاد و گفت : خدایی را به پرستید مانند خدای ابراهیم سپس برادر زاده ابراهیم یعنی لوط دعوت او را پذیرفت آنگاه نمرود در مقابل دعوت به یگانگی از ابراهیم(ع) خواست تا قربانی کند ابراهیم گفت: خداوند غیر از ایمان چیزی از تو نخواهد پذیرفت نمرود امتناع نمود . سپس خداوند فرمان داد تا ابراهیم (ع)از سر زمین کلدانیان یعنی بین النهرین خارج شود بدان جهت با زنش ساره و برادر زاده اش لوط به سر زمین  فلسطین هجرت نمودند و در آنجا مقیم شدند ابن خلدون به نقل از تورات گفته است :( پسر تارح ناحور با زنش ملکا و دختر برادر هاران و پسر او لوط بن هاران نیز با آنها بودند) چندی پس از اقامت ابراهیم (ع) در سر زمین فلسطین آنجا دچار خشکی و قحطی گردید و او ناچار از فلشطین به مصر هجرت کرد .در آنجا بود که زیبایی و محصنات ساره بر پادشام مصر توصیف شد. آنچنانکه او ساره را احضار نمود و چون دیده به جمالش گشود دستش را به طرف او برد که ناگاه به فرمان خداوند کریم درد بسیار شدیدی بر او  عارض شد و دستش خشکید تا آنکه به ناچار التجا به ساره کرد و از دعاهای او مورد عفو الهی قرار گرفت . چنان شد که کنیز خود هاجر را به ساره تقدیم داشت و همراه او روانه خانه ابراهیم نمود و ساره به سبب نازایی هاجر را پس از دو سال به ابراهیم داد . از زمانی که ابراهیم به مصر آمد تا زمانی که ساره هاجر زا به ابراهیم داد ده سال می گذشت و او هشتاد و شش ساله بود که هاجر اسماعیل را به دنیا آورد . هنگامی که  تولداسحاق به ساره بشارت داده شد او خود در شگفت ماند و گفت پروردگارا در حالی که شوهرم صد ساله و پیر است و من نیز نود ساله و هر دو ناتوانیم چگونه صاحب اولاد خواهیم شد...پس خداوند اسحاق بن ساره را به ابراهیم بخشید و او بیسیار شبیه ابراهیم (ع) بود. چنان که مردمان از هر دو جهت در شگفت ماندند بشارت اسحاق زمانی اتفاق افتاد که فرشتگان برای نابود کردن اهل سدوم بر ابراهیم (ع) فرود آمدند طبری مجموعه قصبات سدوم را هفت قریه دانسته و به نقل از قرآن کریم آن مجموعه ذا موءتفکات نامیده است پس از آنکه لوط از ابراهیم جداو ساکن نواحی سدوم شد .مواشی او زیاد و حشم فراوان نصیبش گردید. البته این کرامات الهی قبل از فرود فرشتگان و سر نگونی قصبات سدوم اتفاق افتاد مورخان گفته اند: که لوط به همراه سپاه کنعانیان و فلسطینیان با پادشاه مشرق وارد جنگ شد . ابن خلدون گفته است : عیلامیان و بابلیان یا به قولی پادشاه اهواز بر آنها ظفر یافت و لوط و خانوادش را به اسارت برد و چهارپایان او رابه غنیمت گرفت چون خبر به ابراهیم (ع) رسید با سپاهی حدود سیصدو هجده نفر برآنها تاخت و لوط و خانوادش را آزاد نمود و کلیه غنایم گرفته شده از او را پس گرفت.طبری گفته است : ابراهیم (ع) در زمان وفات نوح (ع) سی و پنچ ساله بوده است واز نوح علم آموخته اس و بااو معاشرت داشته است او صد و هفتادوپنچ عمر کرد ودر نزد ساره در قریه حبرون (الخلیل) به خاک سپرده شد. مورخانی مانند طبری.سهیلی.و ابن خلدون تعداد پسران او سیزده تن خطاب کرده اندکه اسماعیل از هاجرواسحاق از ساره شش تن از قطورا وپنج تن از حجین بودند .

داستان پیامبران به روایت از آدم تا خاتم زندگی حضرت آدم

آدم:بنام خداوند بخشنده مهریان که جهانی از ناشناخته ها در کالبد اسرار آمیزترین و پیچیده ترین مخلوق خود یعنی آدم ساخته شده از آب و گل نهان کرده است. بنام او که از حضرت آدم تا خاتم انبیا محمد -مصطفی (ص) اولاد آدم را نسل به نسل بوسیله بر گزیدگان خود یه سوی خوبیها و پرهیز از بدیها هدایت کرده است رسالت ۱۲۴ هزار پیامبر خود گواه بر نافرمانی ها و گمراهی های بشر و گواه بر مهر و معرفت خداوند در طول تاریخ زندگی انسانهاست. ابلیس در میان فرشتگان اطاعت امر الهی می کرد تا آنکه خداوند خطاب به فرشتگان فرمود از خاک زمین مخلوقی خواهم آفرید که خلیفت اله در روی زمین خواهد شد فرشتگان گفتند کسی را می آفرینی که در زمین به عمل فساد و خرابی و تباهی دست زند. خداوند فرمود من میدانم آنچه راشما نمی دانیدفرزندان او نه همه اطاعت کنند و نه همه گناهکار باشند چنانکه جنیان بودند(که بیرونشان راندیم) آنها هم اطاعت کنند و هم معصیت. به اطاعتشان ثواب می دهم تا بخشندگیم نمایان شود و گناهشان را می بخشم تا رحمتم آشکار شود. آنگاه خداوند به جبرئیل واسرافیل امر فرمود که بر زمین فرود آیید و از خاک زمین بیاورید تا آدم را خلق کنم جبرئیل و اسرافیل بر زمین فرود آمدند چون خواستن خاک بردارند زمین گفت به من فرصت بدهید سپس خداوند عزرائیل را فرستاد زمین گفت به من فرصت بده عزرائیل گفت من فرمان خدا را اطاعت می کنم نه فرمان تو  را واز خاک زمین بر داشت و به پیشگاه خداوندتبارک و تعالی تقدیم کردچنین شد که خداوند آدم را بیافرید.سپس روح پاک را بخواند و فرمان داد که درون این کالبد شو.وروح پاک. چنانکه خداوند فرمان داد داخل شد.آنگاه آدم قبل از آنکه داخل بهشت شود به زمین فرود آمد و به مدت سه ساعت توقف نمود اما آرزوی هیچیک از مخلوقات و نعمات خداوند را جز ماندن در بهشت نداشت و اما دشمنی شیطان با انسان از آنجا شروع شد که خداوند به قرشتگان فرمان داد که آدم را سجده کنید. همه سجده کردند جز شیطان که به سبب تکبر نافرمانی کردو از فرقه کافران گردیدپس آز آنکه خداوند حوا را آفرید . آدم گفت ای خداوندکریم کاش راهی برای ماندن در بهشت داشتم شیطان سخن اورا شنید و گریستن آغاز کرد .آدم و حوا پرسیدند گریه ات به سبب چیست ؟ گفت بدان سبب است که شمااز بهشت می روید پس به حیله شیطان از میوه درخت ممنوعه که مفسران درخت (سیب یا گندم )بود بخوردند و جامه نور از تن آنها دور شد و هر دو عریان شدند واز نعمت و کرامت بهشت بی بهره شدند آنگاه آدم با برگ درختی خود را پوشاند و فریاد بر آورد پروردگارا از میوه درختی که مرا نهی فرمودی خوردم. خداوند فرمان داد به همان زمینی که از خاک آن آفریده شدی باز گرد که تو و فرزاندانت را بر مرغ آسمان و ماهی دریا مسلط ساختم  تا از کرامات آن بی نصیب نباشید.پس آدم و حوا و شیطان به زمین فرود آمدند و این دشمنی تا روز مرگ ادامه خواهد داشت.آنگاه آدم از خداوند بخشنده مهربان کلماتی آموخت که سبب پذیرفتن توبه اش گردید و خداوند به او فرمان داد در زمین مستقر و منتظر باشید تا آنکه از جانب من رسولانی برای هدایت به سوی شما آیند. بدیهی است هرکس از راهنمای من پیروی کند هرگز از آخرت خود بیمناک نباشد و هر کس که عصیان ورزد از گروه بدکاران و دوزخیان گردد و در آتش همیشه معذب باشد .پس خداوند کریم با القاء اسماء در ذهن آدم.اورا قادر ساخت . تا فرمانروای حقیقی زمین و هر چه در او وجود دارد باشد . عظیم ترین هدیه خداوند به آدم همان تعلیم اسماء است و خداوندبا این کثرت. حیرت انگیزترین و عالی ترین مرتبه هستی را به انسان بخشیده است.خداوند نهایت بخشندگی و مهربانی را در حق انسان روا داشته است.چرا که پس از هبوط آدم به زمین باز هم پیامبران را برای هدایت او و تقرب به خویش مامور ساختت تا فرزندان او را از گمراهی و بلا تکلیفی نجات دهد وبه موطن اصلی خود باز گرداند.مسعودی گفته است:وخداوند در بدو بن (آدم) وحی فرمود آماده باش و پاکیزه شو و تقدیس و تسبیح گوی و تسبیح گوی و به هنگام طهارت همسر خویش را بپوشان که ودیعه من از شما به فرزندان انتقال خواهد یافت پس آدم به حوا در آمد که همان وقت بار گرفت و چهره اش بدرخشید و نور در جبینش پرتو افکندواز دیدگانش نمودار شد و چون دوران حمل بسر آمد فرزندی اورد که از همه پسران نکوتر و موقوترو زیباتر و خوش سیماتروخوش خوی تر بود.وآدم اورا شیثوبه قولی شیث هبت اله نامید.چون رشد کرد و بزرگ شدو کمال یافت وبصیرت گرفت آدم وصیت خویش با او گفت واهمیت ودیعه ای را که در او بود نمودار کردو بگفت که پس از وی حجت و جانشین خدا در روی زمین خواهد بود... و جون وصیت را به شیث سپرد آن را مستور داشت و سر آن را نگاه داشت . وفات آدم در رسید و رحلتش نزدیک و به روز جمعه ششم نیسان در همان ساعت که خلقت یافته بود در گذشت عمر وی علیه السلام ۹۳۰ سال بود... گویند آدم به هنگام مرگ چهل هزار فرزند و نوه داشت در باره قبر آدم خلاف است بعضی پنداشته اند قبر وی در منی به مسجد خیف است وبعضی گفته اند که در غاری نزدیک کوه ابو قیس است و جز این نیز گفته اندو خدا از حقبقت حال واقف تر است

درخت انجیر معابد

انجیر معابد قشم

نگاهی دیگر به انجیر معابد (درخت لور) + عکس
درخت همیشه سبز و نسبتا تناوری است که برگهای چرمی بیضی تا کروی شکل و رنگ سبز تیره دارد. این درخت، هم چنین دارای ریشه های هوازی است که می توانند وارد زمین شوند و خود درختی مستقل به وجود آورند. میوه این درخت قرمز رنگ است که به صورت دو تایی جوانه می زنند. جالبتر این که این درخت به هنگام رشد به آب نیاز ندارد. این درخت در زمان استعمار پرتغالیها برجزایر جنوب به این سر زمین آورده شده در قشم درخت لور یا انجیر معابد در روستای توریان وجود دارد که یکی از دیدنیهای گردشگری به شمار می آیددر بیشترین جزایر جنوب درخت لور موجود است