دیرستان

جزیره قشم،اداب و رسوم جزیره قشم، معرفی روستای دیرستان

دیرستان

جزیره قشم،اداب و رسوم جزیره قشم، معرفی روستای دیرستان

زندگی مردم در دیرستان

مردم دیرستان در ایام نچندان دور دارای باغهای فراوانی در عمان بودند ایشان هرسال تابستان با لنچهای بادبانی که چند روزی در راه بودند به جنوب عمان بمنطقه ای بنام باطنه سفر می کردندو بمدت سه یا چهار ماه در آنجا محصولات باغهای خودشان مانند خرما لیمو ترش خشک جمع اوری می کردند و با خودشان به جزیره و دیرستان می آوردند اغلب مردم که در شهر می ماندند در نخلستانها سکونت می کردند و به جمع اوری محصولات می پرداختند آنها سه یا چهار ماه در باغهاو نخیلات خود می ماندندآنزمان خبری از برق و خنک کننده نبود درست بیاد دارم صبح زود ازخواب که بلند می شدیم همه دسته جمعی از بزرگ و کوچک به جمع آوری خرمای اضافی که از درخت نخل خرما می ریخیت جمع می کردیم هنوز اول صبح بود که گوسفندان به گله که در جای مخصوصی بود می بردیم دو باره به کار و تلاش در نخل و رفتن به ساحل با پای پیاده برای آوردن ماهی که از طریق جل صید می کردند می رفتیم این صید کردن ماهی با تور و جل آنقدر زحمت و مشقت داشت که خودش یک خاطرات کامل است ایشاالله در آینده به شما می نویسم دنباله خاطره در گرمای جزیره که گاه وقتی به ۴۵ درجه میرسید با پای برهنه و پیاده از ساحل کرمو که تقریبا ۵ کیلومتر از روستا دور بودبه دیرستان بر می گشتیم خیلی وقتها بود که با دست خالی برمی گشتیم و هیچ ماهی صید نمی کردیم در طول روز در نخل به خرما جمع کردند مشغول بودیم برای نگهداری مواد غذایی فاسد شدنیها تمام اشیا فاسد شدنی در چاه که خنک بود آویزان می کردیم تا فاسد نشود شبهای آنقدر پشه و گرم بود که انسان طاقت نمی آورد تحمل کندمجبور می شدیم به بالای کوه که بنام (پشتاره) معروف بودمی رفتیم و صبح زود قبل از سرزدن آفتاب به نخلها بر می گشتیم یادداوری بکنم تماه رختخوابهای مورد نیاز هر شب با خودمان می بردیم و هر صبح با خودمان برمی گرداندیم زندگی به گونه ای بود که تمام افراد خانواده باید کار می کردندبعد از چند سال که گذشت تلویزیونهای پیدا شد که با برق باطری موتور و ماشین کار میکرد اولین سری از تلویریونهای۱۲ اینچ و بنام نیک معروف بود و اولین سریالهای که در آن موقع مشاهده می کردیم سریال دلیران تنگستان- تلخ و شیرین -و مراد برقی بود که گاهی هم بعلت تمام شدن شارژ باطری سریال نیمه مشاهد می کردیم یادش بخیر

خاطرات گذشته

شهر دیرستان نه چندان دور پررونق ترین شهرهای قشم بود این شهر محل تجارت و خرید و فروش و گردشگری بود مردم از دور ترین نقاط جزیره به اینجا می آمدند و تمام خرید اعم از اجناس خارجی و میوه جات مانند انبه لیمو ترش و خربزه و هندوانه که بکثرت در این شهر می کاشتندانجام می دادند دیرستان دارای گمبرک بزرگی بوده که از طریق همین گمبرک تمام احتیاجات عرب نشینان خلیج فارس و عمان از مواد سوختی و غذایی تامین می شد در سالهای نچندان دور لنچهای جزیره مواد غذای مانند آرد روغن و غیره ومواد سوختی مانند گازرئیل و بنزین که حلبی بود به شهرهای عمان از روستاهای کوهستانی مسندم تا پایتخت مسقط و شهرهای امارات از راس الخیمه تا خورفکان در شرقی ترین منطقه امارات حمل می کردندآنقدر مواد غذایی درآنجها ارزش و کم بود که گاهی وقتی می شد که یک کیسه آرد ۵۰ کیلویی در بین سه خانواده تقسیم می شد دیگر از گذشته این شهر و اقتصادی تمام گشتیهای خارجی متوسط و کوچک برای استراحت و بندر گاهی به اینجا می آمدند و پس از آرام شدن دریا به راهشان ادامه می دادند زمانیکه یک کشتی خارجی به هنگام می رسید با بوق زدن قوی خبر می داد که ما رسیده ایم تا ماشینهای که در شهر دیرستان بودند به ساحل کرمو که گمرک در آنجابود می رفتند و مسافران گشتیهای که بیشترین ملوانهای بومی قشمی بودند به شهرهای قشم منتقل می کردند

کوهلیدان سر سبز ترین منطقه قشم

در دیر باز روستای دیرستان با داشتن سفره های آب شیرین زیر زمین جزء سر سبز ترین مناطق جزیره بوده است در فصل زمستان ودر موقع بارندگی اطراف و محدوده شهر گل و گیاهان محلی و سر سبزی شگفت انگیزی به خود اختصاص می داده است که در واقع دامان و دامن روستا را پراز گل می کرد دیرستان دارای باغهای فراوانی بود که از باغهابه باغ انبه و لیمو ترش اشاره شده است این روستا دارای نخلستانهای فراوانی هست که با وجود خشکسالی هنوز پابرجاست در شرقی روستای دشتی سر سبز و پهناور وجود دارد که درفصل بهار وتعطیلات جای میهمانان زیادی است که از تمام نقاط جزیره به اینجا می آیند و بعلت داشتن درختهای زیادی و سایه هاب به استراحت می پردازند نام کوهلیدان دیرستان بر هرقشمی آشناست در زمانهای نچندان دور و بعلت باریدن باران فراوان بر این منطقه گیاهان زیادی می رویدند و مردم از اکثر نقاط جزیره به این منطقه می آمدند و با نصب چادرهای محلی یا در غارهای مجاور سکونت می کردند و به گیاه و علوفه چیدن می پرداختند این کار حداقل دویا سه ماه طول می کشید علوفه هایا گیاه به حرف ما قشمیها پس از جمع آوری به چهار قسمت تقسیم می شد که سهم مردم یک قسمت تشکیل می داد آنقدر علوفه (گیاه) جمع می شد که سهم روستا به دهها تن می رسد که بعداز خشک کردن بواسطه لنچها به دبی صادر می شد ولی متاسفانه بعلت خشکسالی تمام باغهای انبه و لیم و انجیر دیرستان از بین رفته تنها نخلستانها مانده که کم کم بعلت بی آبی از بین میروند

تنگه هرمز

تنگه‌ٔ هرمز آبراهی است که دریای عمان را به خلیج فارس (دریای پارس) می‌پیوندد.

نام هرمز بنا بر منابع تاریخی در قدیم «هورموغ» بوده که در گویش بومی لارستانی به معنای نخل است. از سویی این واژه می تواند از ترکیب هور+موغ (موغستان) به معنی آبراهه موغستان (ایالت قدیم جنوب ایران یا میناب کنونی)ساخته شده باشد. برخی نیز کلمه هرمز (هورمز) را برگرفته از لغت اهورامزدا می دانند. تنگهٔ هرمز به لحاظ گذر دادن بیش از چهل درصد از نفت خام مصرفی جهان تنگه بسیار مهمی است. و قوس آن رو به شمال و به‌طرف درون فلات ایران قرار دارد و در نتیجه بیشترین خط ساحلی آن در راستای کرانه‌های ایران قرار گرفته‌است.

ژرفای تنگه هرمز به دلیل شیب تند کف آن از قسمت شمال به جنوب متغیر است، به طوری که نزدیکی جزیره لارک، در حدود ۳۶ متر و در ساحل جنوبی نزدیک شبه جزیره مسندم ۱۸۰ متر است. عرض این تنگه در کمترین فاصله 34 کیلومتر می باشد. این تنگه در طول تاریخ محل زد و خورد بسیاری از پادشاهان ایران همچون نادرشاه و شاه عباس و محمدرضا پهلوی با کشورهای دیگر همچون اسپانیائی‌ها، پرتغالی‌ها، امیران ایرانی محلی و این اواخر شیوخ عرب بوده است.


حمل و نقل دریایی ساحل نشینان قشم



حمل ونقل دریایی ساحل نشینان قشم


ساحل نشینان دریاهای جنوب ایران، سالهای سال با مرزنشینان خاکهای دیگر

آشنایی ورفت و آمد وآمیزش داشته اند ، راه این آشنایی دریا بوده است و وسیله 

، همان جهاز هایی که بومیان خود می ساختند و به آب می انداختند و اگر امروزه 

به جهاتی رفت وآمدها محدود شده زمانی بوده است که از هر بندر وآبادی که

 پناهگاهی برای جهازات داشته بوم های کوچک وبزرگ بادبان میکشیدند و هرچند

وقت یکبار عازم دیار دور ونزدیک می شدند . با همان سیاق وروش افسانهای

یعنی تن به موج وقضا سپردن ودل شیر داشتن و واهمه نکردن .

 

      


هدف این رفت وآمدها سیر کردن شکم بوده ، نه عیاری و بهادری و مقصدشان سواحل افریقا در درجه اول وبعد سواحل هند. جهازاتی که چنین راه های دور ودرازی می رفتند کارشان حمالی و کرایه کشی بوده است . و ای بسا کهد برای پیداکردن  کار ومعاش مدتها خالی روی دریاهای غریب راه می سپردند  و پرسه می زدند و در کناره های نا آشنا پهلو می گرفتند ، به هر صورت جهازات ایرانی معمولا سواحل افریقا را در چنین مسیری می پیمودند.

ابتدا عازم مسقط و سپس خاک یمن می شدند و بعد مکلا را پشت سر گذاشته به مرز سومالی می رسیدند و بعد به موگادیشو پایتخت سومالی وارد می شدند و بالاخره از کشمایر ،قلندی ،گامبی،بمباسه زنگبار و دارالسلام رد شده به تانگانیکا  میرفتند وبیشتر وقتها تا آخرین حد جزیره "بیجو" راه می سپردند این مسیر را یک لنج از مقصد یعنی جزیره قشم یا هنگام تا سواحل افریقا یک ساله طی طریق می کرده است. 

گاهی وقتها جهازات به سواحل هند سفر می کرده اند ، در چنین سفرهایی جهازات همه در ابتدا در لنگرگاه جزیره هنگام پهلو می گرفتند و از آنجا به طرف جاسک راه می افتادند ، از جاسک تا "گوک سر" توقفی در کار نبوده و بعد به میدانی و کنارک وچابهار و بالاخره به گواتر می رسیدند و از آنجا به خور میان وبالاخره به آبهای کراچی وبمبئی .

لازم به یادآوری است که در برابر هر ده لنج که به آفریقا سفر میکرده یک کشتی هم به هند نمی رفته.

جزیره قشم در حواشی ساحل شمالی دارای لنگرگاههای مناسبی است که از آنها می توان به عنوان پل ارتباطی قشم با دیگر خشکیها نام برد ، اهمیت ونقش هر یک از این توقفگاهها در دوران های مختلف متفاوت بوده است ، مثلا "دماغه ی باسعیدو ولافت شاید قدیمیترین پل ارتباطی جزیره قشم با سواحل دور و نزدیک و وخاکهای دیگر کشورهای عرب و خاور دور بوده است " وجود آثار قدیمی واسکله سنگی دلیل آن است " بندر گاههای دولاب وگوران نیز که در سواحل شمالغربی جزیره واقعند از مراکز عمده خدمات رسانی و حمل ونقل دریایی بوده است" در حال حاضر اهمیت گذشته خود را از دست داده اند ".

بندر قشم ودرگهان نیز به عنوان محل تجمع و مرکزیت امور سیاسی ونظامی همواره نقش بسزایی داشته اند ، در یک صد ساله اخیر کلیه امور مهم تجاری و حمل ونقل دریایی از طریق همین لنگرگاه ها صورت گرفته است .

در حاشیه ی سواحل جنوبی جزیره نیز بندر گاه های متعددی وجود دارند که عبارتند از : سوزا، دیرستان شیب دراز ،سلخ وچندین لنگرگاه دیگر.