دیرستان

جزیره قشم،اداب و رسوم جزیره قشم، معرفی روستای دیرستان

دیرستان

جزیره قشم،اداب و رسوم جزیره قشم، معرفی روستای دیرستان

زندگانی زکریا و یحیی

زکریا بن ازان بن مسلم بن صدوق که نسبش به سلیمان بن داود می پیوست در آن زمان پیغمبر مقتدا وصاجب قربان بنی اسرائیل بود و پیوسته در مسجد اقصی به عبادت باری سبحانه و تعالی قیام می نمود و آن جناب را پسر عمی بود موسوم به عمران بن سامان. ابن عمران پدر مریم (ع) است. ابن خلدون به نقل از طبری گفته است حنه مادر مریم آبستن نمی شد. نذر کرد که اگر صاحب فرزندی شود او را معتکف بیت المقدس گرداند و بسیار بودند که چنین نذر می کردند. چون فرزند را زائید آن را در پارچه پیچید و به مسجد اور وبه عابدانی که در آنجا معتکف بودند سپرد. برای کفالت او قرعه زدند . قرعه به نام زکریا در آمد زکریا مریم را برگرفت واورا در مکانی شریف از مسجد که جز او هیچ کس را حق ورود بدان نبود جای داد. گویند آنجا محراب مسجد بود ظاهرا پس از آنکه شیر خوراگی اش به پایان آمداو را به عباد مسجد سپرد و مریم در مسجد ماندو به عبادت پروردگار مشغول شد و آنگاه که نوبت اومی شد کار سدانت را نیز به عهده می گرفت.ایشاع خاله مریم که زن زکریا بود نیز نازا بود. زکریا از خدا فرزندی خواست اورا به یحیی بشارت داد یحیی مقام پیامبری یافت زیرا زکریا گفته بود که از من و خاندان یعقوب میراث برد و آنان همه پیامبران بودند. پس یحیی نیز پیامبر بود .یحیی در کودکی و جوانی حالاتی عجیب داشت .در دولت هیرودوس پادشاه بنی اسرائیل متولد شد. در بیانها می زیست . ملخ می خورد و از پشم اشتران لباس می پوشید یهود او را در زمره کوهنهای بیت المقدس در آوردند و خداوند او را به نبوت سر افراز کرد.در قرآن در مورد نبوت یحیی آمده است:ما به یجیی خطاب کردیم که تو کتاب آسمانی را بقوت نبوت فرا گیر و به او در همان سن کودکی مقام نبوت بخشیدیم .واو به لطف خاص ما بدان مقام نبوت رسید و از این روکه طریق بندگی خدا و تقوی پیش گرفت. ابن خلدون در باره قتل زکریا و پسرش یحیی به نقل از راویان گفته :چون یحیی کشته شد زکریا گریخت و به معجزه در درون درختی پنهان شد اما گوشه ای از ردایش که از اشکاف درخت بیرون  مانده بود مردم را به او راه نمود. و مردم درخت را با اره به دو نیم کردند و زکریا نیز به دو نیمه شد. روایت صحیح است که او را در بیت المقدس دفن کرده اند. والله اعلم. مصادر قرآن کریم سوره مریم آیات ۱۱ تا ۱۴ سوره آل عمران آیه ۳۶و ۳۴و ۴۰

زندگانی زرتشت

مسایل بسیاری در باره زرتشت در برابر دیدگان ما جلوه گری می کند و به درستی مابه نومیدی است که پس از سالیان درازی که بررسیها در این باره کرده اند باز نمی دانیم زرتشت چه زمان زیسته و تعلیمات او دقیقا چه بوده است. از شواهد چنین بر می آید که او یک تن نبوده و دریک زمان نزیسته است. بلکه  اطلاعات صریح در باره این پیامبر و زمان او بیشتر دال بر غیبت اوست تا حضورش در یک دوران معین ....برای تعیین دوران زندگی زرتشت هیچ آگاهی تاریخی در دست نداریم تنها می توان به حدس گفت که شاید وی پیش از شاهنشاهی هخامنشیان زیسته باشد و اکثر ا اعتقاد دارند که او در مشرق ایران می زیسته و زادگاه او در آذربایجان بوده است.از چکیده روایات و مطالب موجود می توان دریافت که زرتشت یکی از بزرگترین پدیدآورندگان دین در جهان است زیرا او بود که برای اولین بار جهانیان را متوجه اعمال نیک و بد خویش ساخت و مردمان را به ستودن خداوند یکتا و توشه آخرت آگاه ساخت. او بود که که پاداش برای عمل نیک و مکافات برای عمل بد را شناخت و عده بسیاری از مردمان ادوار خویش را از وجود یگانه آفرینش هستی مطلع ساخت.ابن خلدون به نقل از علمای فرس گفته است که زرتشت کتابی آورده و مدعی شد که وحی براو نازل شده و بعد از او کتاب را بر هزار (پوست گاو) نوشتند و به زر منقش کردند و بشتاسب آن را در هیکل اصطخر بنهاد و هیربدان را براو گماشت و عامه را از آموختن آن منع کرد . مسعودی گفته است آن کتاب را بستاه (نستاه) می گفتند و آن کتاب زمزمه است ومدار آن بر شصت حرف از حروف الفبااست وزرتشت آن را تفسیر کرد و آن تفسیر را زند نامیدنداین کتاب را سه بخش است: بخشی دراخبارامت های گذشته و بخشی در حوادث آینده و بخشی در نوامیس وشرایع. خداوند از حقیقت حال واقف تر است.

زندگانی دانیال نبی

دانیال از پیامبران بنی اسرائیل و از نسل حضرت داود(ع) بوده است که در دوره هخامنشینان همزمان با کورش و داریوش می زیست .او در میان گروهی از یهودیان در اورشلیم به اسارت بخت النصر در آمد و در سال ۵۸۶ ق.م به بابل فرستاده شد. در آنجا به جهت سجده از فرمان امیر بابل سر پیچی کرد و فرمانروا او را به جرم نافرمانی در جلو شیران درنده انداخت اما جان سالم به در برد و پس از گذشت بخت النصر به فرمان بهمن پسر اسفندیار به بیت المقدس بر گردانده شد و خداوند تبارک و تعالی او را به اعجاز علم رمل مسلح ساخت و تا مدتها راهنمای قوم بنی اسرائیل بود پس به ولایت خوزستان رفت و آنجا در گذشت. ابو موسی الاشعری رضی الله عنه در عهدامیر المومنیین عمر خطاب رضی الله عنه بوقت فتح خوزستان گور او را یافت او را تجهیز کرد و بر او نماز کرد وجهت او مزار ساخت  مجمل التواریخ و القصص ص 436-445

زندگانی خضر و الیاس

مفسران قرآن و طبری ضمن تفسیر بعضی آیات  نوشته است :چون موسی(ع) با خدای همی مناجات کرد. ایدون گفت: یارب هیچ خلق ترا هست بر پشت زمین از من داناتر ؟ گفت : یا موسی مرا بنده ای است نام او خضر است او به علم از تو بیش است.موسی گفت: یارب مرا سوی او رهنمون کن . خدای عز وجل - گفت : او در میان دو دریا باشد پس موسی گفت : من نیاسایم تا به میان دو دریا نرسم و سوی خضر روم و از او علم آموزم...چون موسی بدان مجمع الجزایر رسید.موسی به آن شخص عالم گفت آیا اگر من طبیعت و خدمت تو کنم از علم لدنی خود مرا خواهی آموخت آن عالم پاسخ داد که تو هرگز نمی توانی که با من صبر پیشه کنی و چگونه صبر توانی کرد بر آن چیزی که اصلا از آن آگهی نیافته ای. موسی گفت به خواست خدا مرا با صبرو تحمل خواهی یافت و هرگز در هیچ امر با تو مخالفت نخواهم کرد. آن عالم باز گفت اگر تابع من شدی دیگر از هر چه من کنم هیچ سوال مکن تا وقتی که از آن راز من خود تو را آگاه سازم و سپس هر دو برفتند تا وقتیکه در کشتی سوار شدند آن عالم کشتی را شکست موسی گفت ای مرد چرا کشتی را شکستی تا اهل آن رابه دریا غرق کنی بسیار کار منکر و زشتی بجا آوردی.آن عالم به موسی گفت آیا من با تو نگفتم که تو هرگز ظرفیت و توانائی آنکه با من صبر کنی نداری .موسی گفت برمن مگیر که شرط خود را فراموش کردم و مرا تکلیف سخت طاقت فرسا فرما و باز با هم روان شدند تا به قتل رساندن بچه و استحکام و تعمیر دیواردو طفل یتیم طبق آیات ۶۵و۶۶و۶۷ از سوره۱۸کهف که در قرآن مجید آمده است تا آیه ۶۳ به بعد که خضر یا آن عالم موسی را به اسرار غیبی آگاه می سازدا. اما الیاس طبق تاریخ بلعمی آمده است پس چون سالها برین آمد و دین بت پرستی در بنی اسرائیل فراخ شد. خدای عز و جل الیاس را به پیامبری بفرستاد به شهری از شهرهای شام واندر وی ملکی بود بت پرست (احاب نام) و او را زنی بود نام آن زن ازبل و آن ملک بتی داشت بزرگ آن را پرستیدی و نام آن بت (بعل) بود... پس الیاس بیامد و مردمان را به خدای بخواند و از بت پرستیدن بعل نهی کرد و شریعت دین تازه کرد. و الیاس از فرزندان هرو بن عمران بود و نسبت او الیاس فتحاح بن العازار بن هارون بن عمران بود.که در  قرآن کریم از الیاس به نیکی یاد شده است . رسیدن و دست یافتن آن دو به سر چشمه حیات و یافتن عمر جاودانه یکی از آن موارد است که سبب شده مفسران آن دو را یکی بدانند. نجات یافتن گمراهان دریا بدست خضر و نجات یافتن گم شدگان خشکی به دست الیاس. از موار مشابه دیگر است. والیاس کل من الصالحین... سوره انعام آیه ۸۴ .